تبلیغات
مــنــجـی عــالـم بــــشـــــــریـــــت - مهدی موعود (عج)در منابع روایی اهل سنت
 
درباره وبلاگ


ایـــــــن وب بــــــــه بـــررســــــی تـــــــحــولات آخـــــرالـــــــزمــــان ومــــقالاتــــــی درباره امــــــــام زمـــــــان (عج)مـــــــــی پــــردازد.

مدیر وبلاگ : سمیه رضایی
نویسندگان
نظرسنجی
نظر شما در مورد وبلاگ من ؟







جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
اللهم عجل لولیك الفرج
مــنــجـی عــالـم بــــشـــــــریـــــت
او خواهـــــــــــــــــــــــد آمـــــــــــــــــــــــــــــــــد.....




 



اهل تسنن كه یكی از فرقه‌های اسلامی را تشكیل می‌دهند، با تكیه بر روایات فراوانی كه از پیامبر اكرم(ص) نقل می‌كنند به «مهدی موعود» معتقدند. این مطلب در منابع معتبر روایی آنان از صحاح سته و مسند احمد بن حنبل كه از قدیمی‌ترین منابع روایی آن‌ها محسوب می‌شود گرفته تا دیگر منابع معتبر كه در شروح آن‌ها نگاشته شده است، وجود دارد. به اعتراف دانشمندان اهل‌سنت این روایات متواتر بوده و از درجه‌ی اعتبار برخوردار است. اكثر علمای اهل تسنن در اصل اعتقاد به مهدویت و هم‌چنین مصداق «مهدی موعود» متفق‌القولند. اما در این میان عده‌ی كمی بر سر مصداق با اكثریت اختلاف‌نظر دارند.
منبع:http://akharinmonji.org/

مقدمه:


مسأله‌‌ی عقیده به ظهور یك رهبر مقتدر الهی و آمدن مصلحی در آخرالزمان به نام منجی موعود جهانی یكی از مسایل اصیل و ریشه‌دار است كه در اعماق دل ملت‌ها و پیروان همه‌ی ادیان الهی و تمام اقوام و ملل جهان جا گرفته است تا جایی كه در طول تاریخ بشریت، انسان‌ها در فراز و نشیب زندگی، با یادآوری ظهور چنین رهبر مقتدری، از یأس و نومیدی نجات یافته و در انتظار ظهور آن مصلح موعود جهانی در پایان جهان لحظه‌شماری می‌كنند. عقیده به ظهور یك نجات‌دهنده از نظر یهود و همه‌ی طوایف آن، مسیحیت و همه‌ی شاخه‌های آن امری قطعی و مسلم است. (هاشمی، ۳۹)
یهود در انتظار مسیحی است كه عدل مطلق را در آخرالزمان بر همه‌ی عالم بگستراند، اما به عقیده‌ی آنان این مسیح از سبط یهودا و نسل داود است كه بر عرش سلیمان می‌نشیند و بر همه‌ی عالم حكمرانی می‌كند.

نصاری در انتظار بازگشت مسیحی هستند كه پسر مریم است و مسلمانان منتظر بازگشت عیسی پسر مریم و مهدی‌اند تا در آخرالزمان به یكدیگر پیوسته و حق و عدالت را برپا نمایند.
بنابراین غیر از عده‌ی قلیلی، كسی از پیروان ادیان آسمانی منكر آمدن نجاتگری در آخرالزمان نیست، چنین عده‌ی اندكی از میان مسلمانان، معتزله و فرقه‌ای از اهل سنت هستند كه ظهور مهدی منتظر را انكار نموده و با اجماع شیعه‌ی امامیه مخالفند. (الرافعی، ۱۸۳)

اعتقاد به ظهور حضرت مهدی منحصر به شیعه نبوده و بسیاری از فرقه‌های اسلامی در این عقیده با هم اتفاق نظر دارند و آن را جزء عقاید مسلم و قطعی خود می‌دانند، حتی از دیدگاه برخی از دانشمندان و بزرگان اهل سنت (هم‌چون شیعیان) این اعتقاد یكی از ضروریات دین مبین اسلام به شمار می‌رود. علمای اهل سنت، تنها به نقل روایات مربوط به حضرت مهدی در صحاح خود و دیگر كتب اكتفا نكرده‌اند، بلكه گروه زیادی از شخصیت‌های برجسته‌ی ایشان اعتراف نموده‌اند كه این احادیث، «مشهور» و یا «متواتر» است. (پیشین، ۶۸)

در این میان دو نكته شایان توجه وجود دارد:
اول این‌كه اعتقاد به موعود به عنوان یك عقیده‌ی كلی مورد اجماع همه‌ی آنان است، اما بر سر این مطلب كه مصداق موعود كیست، اختلاف‌نظر وجود دارد و از میان اهل سنت عده‌ی كمی به حدیث مرفوعی استناد كرده و در مورد مصداق با اكثریت مخالفت می‌ورزند.
دوم این‌كه علی‌رغم اعتقاد اكثریت قریب به اتفاق دانشمندان بزرگ اهل سنت، به مسأله‌ی مهدویت و پذیرفتن احادیث مربوط به ظهور مهدی(عج) و نقل این روایت در كتب خود و اعتراف به صحت و تواتر آن‌ها، برخی از دانشمندان اهل تسنن این مطلب را نپذیرفته و ضمن ایراد خدشه بر روایات، معتقدند كه ایمان به وجود مهدی موعود واكنشی نسبت به اوضاع و شرایط نابسامان مسلمانان در دوران تاریك تاریخ اسلام است و حتی اصرار دارند كه عقیده به ظهور یك مصلح جهانی را فكری وارداتی تلقی كنند كه از یهود و نصاری گرفته شده است:

۱- اصالت اعتقاد به ظهور منجی:
انتظار ظهور یك مصلح بزرگ آسمانی و امید به آینده و استقرار صلح و عدل جاویدان، امری فطری و طبیعی است كه در ذات و وجود آدمی نهفته و با آفرینش هر انسانی همراه است و مكان و زمان نمی‌شناسد و به قوم و ملتی اختصاص ندارد. از این‌رو، همه‌ی انسان‌ها مطابق ذات و فطرت خود مایلند روزی فرا رسد كه جهان بشریت در پرتو ظهور رهبری الهی و آسمانی از ظلم و ستم ستمگران رهایی یابد.

به همین دلیل، در تمام ادیان و مذاهب مختلف جهان از مصلحی كه در آخرالزمان ظهور خواهد نمود و شالوده‌ی حكومت واحد جهانی را براساس عدالت و آزادی واقعی بنیان خواهد نهاد، سخن به میان آمده و تمام پیامبران و سفیران الهی در این زمینه به مردم، نوید داده‌اند.
برخی می‌پندارند كه ناكامی و ستم، علت عقیده به ظهور حضرت مهدی است و می‌گویند كه هر زمان كه فشارها و محرومیت‌های اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و غیره بالا رود، عقیده به ظهور یك منجی تشدید می‌شود لذا احساس ناكامی، ستم، فشار و تبعیض در جامعه، باعث پیدایش این عقیده‌ی دیرین در بین مردم شده است.

اما همان‌طور كه آمد، منشأ این اعتقاد كهن و ریشه‌دار، علاوه بر اشتیاق درونی و میل باطنی هر انسان، كه به طور طبیعی خواهان حكومت حق و عدل و برقراری نظام صلح و امنیت در سرتاسر جهان است، نویدهای بی‌شائبه‌ی پیامبران الهی در طول تاریخ بشریت به مردم مؤمن و آزادی‌خواه جهان است.
تمام پیامبران بزرگ الهی در دوران مأموریت الهی خود به عنوان جزئی از رسالت خویش به مردم وعده داده‌اند كه در آخرالزمان یك مصلح بزرگ جهانی ظهور خواهد نمود و انسان‌ها را از ظلم و ستم نجات خواهد داد و فساد و بی‌دینی و بی‌عدالتی را در تمام جهان ریشه‌‌كن خواهد ساخت.

بنابراین، احساس ناامنی و شیوع فتنه و آشوب در جامعه، می‌تواند انگیزه‌ی تشدید گرایش به منجی باشد ولی نمی‌تواند عامل پیدایش اصل عقیده و ایمان به ظهور مهدی و گرایش به منجی موعود گردد.
حتی این عقیده در بین گروهی از دانشمندان و فلاسفه‌ی بزرگ جهان به عنوان «لزوم تشكیل حكومت واحد جهانی» در سطح وسیعی مطرح گردیده است. امروزه بسیاری از اندیشمندان جهان عقیده دارند كه با پیشرفت سریع صنعت و تكنولوژی، زندگی ماشینی رقابت‌های ناسالم نظامی، بازی‌های خطرناك سیاسی و احساس یأس و نومیدی در بین جوامع بشری برای رهایی از اوضاع نابسامان كنونی، 
تشكیل حكومت واحد جهانی براساس عدالت و آزادی لازم و ضروری است. (همان، ۳۹، با تلخیص)

۲- مهدی موعود از دیدگاه اهل سنت:
مسأله‌ی مهدویت و نوید ظهور مهدی موعود(عج) یكی از مسایل بسیار حیاتی اسلام به شمار می‌رود و به اندازه‌ای اهمیت دارد كه اعتقاد به ظهور مهدی(عج) در ردیف وقوع "قیامت" و تكذیب و تصدیقش در ردیف تكذیب و تصدیق رسول اكرم(ص) می‌باشد.
در این‌باره روایات فراوانی از اهل‌بیت(ع) رسیده است از جمله:
«من انكر القائم من ولدی فقد انكرنی»: «هركس قائم از فرزندان مرا انكار كند به راستی كه مرا انكار كرده است.» (مجلسی، ۵۱/۷۳)

ممكن است تصور شود كه عقیده به ظهور مبارك حضرت مهدی(عج) از مختصات شیعه بوده و همه‌ی منابع و مدارك آن هم مربوط به شیعه و راویان روایات مربوط به ظهور نیز همه‌ی دانشمندان و بزرگان شیعه می‌باشند. ولی باید توجه داشت كه عقیده به ظهور حضرت مهدی(عج) منحصر به شیعه نیست و بسیاری از فرقه‌های اسلامی در این عقیده با هم اتفاق‌نظر دارند و آن را جزء عقاید قطعی و مسلم خود می‌دانند. حتی به نظر برخی از دانشمندان و بزرگان اهل سنت این اعتقاد یكی از ضروریات دین مبین اسلام به شمار می‌رود و منكر آن از آیین اسلام بیرون است. چنان‌چه علمای اهل‌سنت از پیامبر اكرم(ص) روایت كرده‌اند كه آن حضرت فرمود: «من كذب بالمهدی فقد كفر»: «هركسی مهدی(ع) را انكار كند به راستی كافر است.» (امین، ۱۲۶) بزرگان و محدثان شیعه و سنی احادیث فراوانی را در منابع موثق خود آورده و به معرفی مهدی موعود و پایه‌گذار حكومت واحد جهانی پرداخته‌اند.

احادیثی كه شیعه درباره‌ی مهدی(عج) از پیامبر اكرم(ص) روایت كرده‌اند كمتر از شش هزار حدیث از صحیح۱و ضعیف۲ نیست و آن‌چه را كه اهل سنت روایت كرده‌اند بالغ بر پنجاه حدیث است. بعضی از احادیثی كه شیعه روایت نموده در كتب "صحاح سته۳" كه قابل اعتماد اهل سنت است، آمده از جمله: صحیح بخاری، مسلم، ابوداود، ترمذی، نسائی، و ابن ماجه، كه در همه‌ی آن‌ها علائم و نشانه‌هایی برای آمدن منجی منتظر وجود دارد.(الرافعی، ۱۹۴)

علاوه بر صحاح سته، در كتاب‌های معتبر اهل سنت از جمله "مسند احمد بن حنبل" كه كهن‌ترین و معتبرترین مدرك حدیث اهل سنت است، احادیث فراوانی درخصوص ویژگی‌ها و اوصاف حضرت مهدی(عج)، علائم ظهور، محل بیعت، تعداد اصحاب، مكان ظهور و دیگر ابعاد مربوط به آن حضرت وجود دارد كه به برخی از موارد اشاره خواهد شد.

گذشته از جوامع اولیه‌ی حدیثی اهل سنت، تألیفات فراوان دیگری از دانشمندان عامه به چشم می‌خورد كه به جمع‌آوری احادیث مربوط به «مهدی موعود» پرداخته‌اند. از جمله «سمهودی شافعی» در «جواهر العقدین»، «محمد خواجه‌ی پارسای بخاری» در «فصل الخطاب»، «محمد بن ابراهیم حموینی شافعی» در «فرائد السمطین»، «صبان» در «اسعاف الراغبین» و ... تعدادی از احادیث اهل سنت را درباره‌ی حضرت مهدی(ع) آورده‌اند. همه‌ی این روایات نقل شده از پیامبر اكرم(ص) حاوی مطالبی است كه مورد اجماع اكثر دانشمندان عامه می‌باشد.

محی الدین عربی عارف برجسته‌ی جهان تسنن در «فتوحات» باب ۳۶۶ درباره‌ی مهدی(ع) چنین می‌گوید:
«لاجرم مهدی(ع) قیام خواهد كرد لیكن پس از آن كه زمین از ظلم و جور پر شود كه آن حضرت آن را از عدل و داد پر خواهد كرد و اگر از دنیا جز یك روز باقی نماند خدای تعالی آن یك روز را چنان طولانی كند تا آن‌كه این خلیفه از خاندان رسول خدا(ص) از فرزندان فاطمه(س) كه جدش حسین بن علی(ع) و پدرش حسن عسكری(ع) ... ولایت مردم را به دست گیرد. او هم‌نام رسول خدا(ص) است كه مسلمانان میان ركن و مقام با او بیعت می‌كنند.»

۳- مصداق «مهدی موعود» از دیدگاه اهل سنت:
اكثریت قریب به اتفاق علمای عامه به موضوع «مهدویت» اعتقاد دارند و هم‌چنین معتقدند كه مهدی موعود از فرزندان علی(ع) و فاطمه(س) است كه در اسم هم‌نام رسول خدا(ص) می‌باشد. این عده‌ی كثیر علاوه بر این‌كه قائل به ظهور آن حضرت می‌باشند، معتقدند كه ایشان در قید حیاتند و در این‌باره به اخبار متواتری۴ كه از طریق گروهی از ائمه‌ی حدیث عامه نقل شده، استناد می‌كنند. برخی از بزرگان اهل سنت كه در تألیفات خود به این نكته اشاره دارند عبارتند از:
- «كمال‌الدین محمد بن طلحه شافعی» در كتاب «مطالب السؤول فی مناقب الرسول»
- «محمد بن یوسف بن محمد گنجی شافعی» در كتاب «البیان فی اخبار صاحب‌الزمان»
- «نورالدین علی بن محمد بن صباغ مالكی» در كتاب «الفصول المهمه فی معرفه الائمه»
- «محی الدین ابن العربی» در كتاب «فتوحات مكیه»
- «احمد بن ابراهیم بلاذری» در كتاب «الحدیث المتسلسل»
- «ابن خشاب» در كتاب «تواریخ موالید الائمه و وفیاتهم»
- «یوسف بغدادی حنفی معروف به سبط ابن الجوزی» در كتاب «تذكره الخواص»

هم‌چنین عده‌ی فراوانی از دانشمندان اهل سنت كه ذكر نام آن‌ها در این مختصر نمی‌گنجد، همگی متفق‌القول در این مطلب كه مهدی(عج) همان محمد بن الحسن العسكری است و در مكانی در همین عالم زندگی می‌كند و روزی به اذن پروردگار ظهور خواهد كرد، با علمای امامیه موافقند. (الرافعی، ۱۹۰) اما عده‌ی اندكی از روشنفكران اهل سنت در این‌باره با اكثریت آن‌ها اختلاف‌نظر دارند. به‌طور كلی اختلاف آن‌ها در سه مقوله قابل بررسی است:

الف) اعتقاد به اصل وجود «مهدی موعود»: افرادی با تكیه بر مناقشه‌ی ابن‌خلدون در احادیث مهدی، در اصل اعتقاد به «مهدویت» و «امامت حضرت محمد بن الحسن العسكری(ع)» خدشه وارد نموده و به 
” مسأله‌ی مهدویت و نوید ظهور مهدی موعود(عج) یكی از مسایل بسیار حیاتی اسلام به شمار می‌رود و به اندازه‌ای اهمیت دارد كه اعتقاد به ظهور مهدی(عج) در ردیف وقوع "قیامت" و تكذیب و تصدیقش در ردیف تكذیب و تصدیق رسول اكرم(ص) می‌باشد. “
انكار برخاسته‌اند؛ و در كتاب‌های خود سعی نموده‌اند كه در مورد چگونگی اعتقاد به «مهدی موعود در اسلام» ریشه‌یابی كنند و آن را حاصل شرایط نابسامان جهان اسلام پس از رحلت رسول اكرم(ص) و ناشی از ناامنی حاصل از آن بدانند. از جمله سید امیرعلی، دانشمند اسلامی هندوستان، در كتاب «روح الاسلام» كه درباره‌ی تاریخ تكوین عقاید اسلامی نگاشته شده است. (هاشمی، ۱۷۹) و یا احمد كسروی در كتاب «التشیع و الشیعه»، محب الدین خطیب در كتاب «الخطوط العریضه» و هم‌چنین احمد امین در كتاب «المهدی و المهدویه» و سعد محمدحسن در كتاب «المهدیه فی الاسلام منذ اقدم العصور حتی الآن» با بررسی تاریخ مهدویت علاوه بر این‌كه سعی در خرافی نشان دادن اندیشه‌ی مهدویت دارند، مدعی‌اند كه ابن‌خلدون احادیث مهدی را تنها از نظر سند روایات تضعیف كرده در حالی‌كه از نظر عقلی نیز تضعیف شده‌اند. (منتظر، ۴۷)

ب) اعتقاد به وجود فعلی حضرت مهدی(ع): عده‌ای معتقدند كه مهدی موعود، همان محمد بن الحسن العسكری(ع) است اما هنوز تولد نیافته و در آینده پا به عرصه‌ی گیتی می‌نهد. در این‌باره «محمدامین بغدادی» مشهور به «سویدی» در كتاب «سبائك الذهب» وجود امام منتظر(ع) را انكار كرده ولی گفته است كه در آینده ولادت خواهد یافت. (قرشی، ۲۷۱)

ابن ابی‌الحدید در این‌باره می‌گوید: «... لا یلزم ان یكون موجوداً بل یكفی فی صحه هذا الكلام ان یخلق فی آخر الوقت ...»: «... لزومی ندارد كه امام در حال حاضر موجود باشد، بلكه در صحیح بودن این كلام همین كفایت می‌كند كه در آخر وقت متولد شود ...» (معرفت، ۳۵)

ج) اعتقاد به یكی بودن «مهدی موعود» و «عیسی بن مریم»: عده‌ای از اهل سنت به منجی ایمان داشته و آن را تأیید و تصدیق می‌كنند، اما معتقدند كه او همان مسیح پسر مریم است و به این حدیث استناد می‌كنند:
«لا یزداد الامر الا شده و لا الدنیا الا ادباراً و لا الناس الا شحاً و لا تقوم الساعه الا علی شر الخلق و لا مهدی الا عیسی بن مریم»: «امور سیر نمی‌كند مگر در جهت سختی و شدت، و دنیا نمی‌گراید مگر به پشت كردن و ناكامی، و مردم سوق نمی‌كنند مگر به بخل و خساست و قیامت برپا نمی‌شود مگر بر شرورهای خلق، و مهدی نیست مگر عیسی بن مریم.» (الرافعی، ۱۸۶)

برخی از علمای اهل سنت هم‌چون شافعی، ابن ماجه در سنن، حاكم در مستدرك از حسن بصری و او از انس بن مالك این حدیث مرفوع۵ را نقل كرده‌اند. اما حاكم بعد از ذكر روایت در مستدرك می‌گوید:
«من آن را از جهت محاجه نیاوردم، بلكه از روی شگفتی بدان متعرض شدم.»
درخصوص حدیث شگفت «لا مهدی الا عیسی» باید گفت كه قائلین به مهدی منتظر از علمای سلف و خلف، از سنی و شیعه به اتفاق عقیده دارند كه مهدی غیر از مسیح پسر مریم است، بلكه عقیده دارند مسیح در آن زمان رجعت كرده و پشت سر وی نماز خوانده و وی را در قتل دجال یاری می‌نماید.
طبق نظر دانشمندان حدیث، روایت فوق به درجه‌ی حدیث صحیح نمی‌رسد، زیرا سند آن ضعیف است. (ناصف، ۵/۳۴۱) بیهقی درباره‌ی سند و راویان حدیث اظهار می‌دارد كه فقط محمدبن خالد آن را روایت كرده و حاكم آن را مجهول۶ می‌داند. نسایی تصریح دارد كه وی در روایت حدیث ناشناخته است و ابن‌ماجه بیان كرده كه كسی جز شافعی آن را از ابن‌خالد نقل نكرده است.

بعضی دیگر آن را موصول می‌دانند۷. و یا اذعان دارند كه روایت متروك۸و غیرمقبول۹است و در بین راویان آن «ابان بن ابی عیاش» وجود دارد.
برخی نیز معتقدند به فرض صحت حدیث احتمال تأویل آن وجود دارد. مانند تأویل حدیث: «لا صلاه لجار المسجد الا فی المسجد»، كه این حدیث صحت نماز همسایه‌ی مسجد را در خانه‌اش نفی نمی‌كند بلكه حمل به اولویت و افضلیت اقامه‌ی نماز در مسجد دارد.
شافعی در تأویل این حدیث روش دیگری اتخاذ نموده و آن حذف مضاف است: «لا مهدی الا مهدی عیسی» یعنی كسی‌كه در زمان عیسی(ع) می‌آید.
این تأویل تعارض بین این حدیث و احادیث فراوان دیگری را كه دلالت بر این مطلب دارد كه مهدی فرزند حسن عسكری امام دوازدهم از ائمه اهل‌بیت نبوت است، برطرف می‌كند. (الرافعی، ۱۸۷ و امین ۱۳۵)

محمد بن یوسف گنجی شافعی در كتاب «البیان فی اخبار صاحب‌الزمان(عج)» می‌نویسد:
«پایه‌ی حدیث لا مهدی الا عیسی» بر روایت محمد بن خالد جندی قرار دارد كه مؤذن سپاه بوده است.
شافعی گوید كه او در نقل حدیث مسامحه می‌ورزید و دقت نمی‌كرد. این حدیث، خلاف مشهور است، زیرا روایات متواتر و مستفیض۱۰ نبوی دال بر این می‌باشد كه مهدی زمین را پر از عدل و داد می‌سازد و هفت سال بر امت حكومت می‌كند و این‌كه عیسی بن مریم با او خارج می‌شود و وی را در كشتن دجال در سرزمین فلسطین یاری می‌نماید. (امین، ۳۱)

بسیاری از دانشمندان اهل سنت از جمله «سیوطی شافعی» در كتاب «العرف الوردی فی الاخبار المهدی» و یا «سبط ابن الجوزی» در كتاب «تذكره الخواص» به این مطلب اشاره نموده‌اند كه پس از خروج مهدی(عج)، عیسی(ع) به یاری او می‌شتابد. مهدی(عج) در نماز پیشوای امت قرار می‌گیرد و عیسی مسیح(ع) به او اقتدا می‌كند. (العسكری، ۲۳۵ و سبط ابن الجوزی، ۳۲۵)

۴- اعتبار روایات مهدی(عج) در منابع اهل سنت:
علمای اهل سنت، نه تنها به نقل روایات حضرت مهدی(عج) در صحاح خود و دیگر كتب معتبر اهتمام ورزیده‌اند، بلكه گروه زیادی از شخصیت‌های برجسته‌ی ایشان اعتراف كرده‌اند كه این احادیث، مشهور۱۱و یا متواتر است.

ابن تیمیه در كتاب «منهاج السنه» می‌نویسد:
«احادیثی كه درباره‌ی ظهور مهدی به آن‌ها احتجاج شده، احادیث صحیحی است كه ابوداود و ترمذی و احمد و ... از احادیث ابن مسعود و دیگران روایت كرده‌اند.»
شوكانی نیز در رساله‌ی «التوضیح فی تواتر ما جاء فی المهدی المنتظر و المسیح» می‌گوید:
«احادیث وارده درباره‌ی مهدی كه امكان وقوف بر آن‌ها وجود دارد، پنجاه حدیث است كه شامل احادیث صحیح و حسن۱۲ و ضعیف منجبر۱۳ می‌شود كه قطعاً این احادیث متواترند.»
كه منظور وی تواتر معنوی۱۴است. (الرافعی، ۱۹۵)

گنجی شافعی از علمای اهل تسنن در كتاب «البیان فی اخبار صاحب‌الزمان» می‌نویسد:
«من این كتاب را عاری از روایات شیعه قرار دادم تا احتجاج به آن محكم‌تر باشد.» (امین، ۴/۹۳)
هم‌چنین وی از سنن ابن‌ماجه قزوینی نقل می‌كند كه:
«روایات درباره‌ی ظهور مهدی آل‌محمد(عج) به حد تواتر رسیده است كه او دنیا را پر از عدل و داد می‌كند و با عیسی بن مریم قیام می‌نماید، و عیسی(ع) به وی در كشتن دجال (مظهر دروغ و تزویر) در فلسطین كمك خواهد كرد. مهدی با مردم نماز می‌گزارد و عیسی به وی اقتدا می‌كند.» (دوانی، ۲۲)

صاحب كتاب «فتح الباری» درباره‌ی اخبار و احادیث مهدی(عج) می‌گوید:
«اخبار به تواتر رسیده است كه مهدی(عج) از این امت است و عیسی بن مریم(ع) از آسمان فرود می‌آید و پشت سر او نماز می‌خواند.» (عسقلانی، ۷/۱۶۹)
منصور علی ناصف از دانشمندان مشهور مصر در كتاب «التاج الجامع للاصول» كه احادیث پنج صحیح از صحاح سته‌ی اهل تسنن را در آن گرد آورده است (صحیح بخاری و مسلم و ترمذی و نسائی و ابوداود) و شش تن از علمای درجه‌ی اول مصر بر آن تقریظ نوشته و آن را یكی از بهترین و معتبرترین مدارك حدیث اهل تسنن دانسته‌اند، در جلد پنجم كتابش احادیث صحاح معتبر اهل سنت راجع به امام مهدی(ع) را آورده است. (دوانی، ۹۱)

وی در كتاب «التاج» در این‌باره می‌گوید:
«در میان دانشمندان امروز و گذشته‌ی اهل تسنن مشهور است كه سرانجام باید در آخرالزمان مردی از اهل بیت پیامبر(ص) به نام مهدی(عج) ظهور كند. او بر كشورهای اسلامی مسلط شود و مسلمانان نیز از او پیروی كنند و مهدی(عج) در میان آنان به عدالت رفتار كند و دین اسلام را تأیید بخشد. احادیث مهدی را گروهی از برگزیدگان صحابه‌ی پیامبر(ص) روایت كرده‌اند و محدثان بزرگ مانند: ابوداود، ترمذی، ابن‌ماجه، طبرانی، ابویعلی، بزاز، امام احمد حنبل و حاكم نیشابوری آن را در كتب خود آورده‌اند.» (ناصف، ۵/۳۴۱)

بنابراین احادیث موجود در كتاب صحاح و مصادر معتبر عامه درخصوص حضرت مهدی(عج) متواتر می‌باشد. (حلی، ۲۱۷)

۵- احادیث مهدی(عج) در صحاح سته:
احادیث مهدی(عج) در منابع روایی اهل سنت بخصوص صحاح سته با موضوعات مختلف مربوط به وجود مبارك حضرت(ع) فراوان به چشم می‌خورد. برخی از محققین به گردآوری و دسته‌بندی موضوعی روایات براساس نام آن حضرت، تاریخ ولادت، حسب و نسب، نشانه‌های قبل از ظهور، گستره‌ی حكومت، زمان ظهور، مكان ظهور، اصحاب آن حضرت و ... پرداخته‌اند.۱۵
در این‌جا برای نمونه به ذكر چند روایت از قدیمی‌ترین منابع عامه درخصوص ویژگی‌های آن حضرت اكتفا می‌نماییم:

۱) عبدالله بن مسعود از رسول گرامی اسلام(ص) نقل می‌كند: «یلی رجل من اهل بیتی یواطیء اسمه اسمی»: «مردی از اهل‌بیت من كه هم‌نام با من است، به فرمان‌روایی (عالم) می‌رسد.» (الترمذی، ۴/۸۵ و احمد بن حنبل، ۱/۶۲۲)
۲) «پیامبر اكرم(ص) می‌فرماید: «لا تذهب الدنیا و لا تنقضی حتی یملك العرب رجل من اهل بیتی یواطیء اسمه اسمی»: «دنیا سپری نمی‌شود و به پایان نمی‌رسد جز این‌كه مردی از اهل‌بیت من كه هم‌نام با من است، مالك و فرمان‌روای عرب شود ...» (همان)

۳) جابر بن سمره از پیامبر گرامی اسلام(ص) نقل می‌كند كه فرمود: «لا یزال الدین قائماً حتی تقوم الساعه او یكون علیكم اثناعشر خلیفه، كلهم من قریش»: «همواره این دین تا روز قیامت باقی است، تا دوازده نفر خلیفه كه تمامشان از قریش‌اند بر شما خلافت كنند.» (البخاری، ۴/۱۶۱)
۴) علی رضی الله تعالی عنه نقل می‌كند: «لو لم یبق من الدهر الا یوم لبعث الله رجلاً من اهل‌بیتی یملأها عدلاً كما ملئت جوراً»: «اگر باقی نماند از دنیا مگر یك روز، خداوند مردی از اهل‌بیتم را برانگیزد. او زمین را پر از عدل و داد كند همان‌گونه كه از ظلم و ستم پر شده باشد.» (ابوداود، ۴/۱۰۷)

۵) ام‌سلمه از پیامبر اكرم(ص) نقل می‌كند كه فرمود: «المهدی من ولد فاطمه(س)»: «مهدی از فرزندان فاطمه(س) است.» (ابن‌ماجه، ۲/۱۳۶۸)
۶) «المهدی منا اهل‌البیت، یصلحه الله فی لیله»: «مهدی از ما اهل‌بیت است كه خداوند (در ظهور) او را در یك شب اصلاح نماید.» (همان، ۲/۱۳۶۷)

۷) هم‌چنین ثوبان از پیامبر اكرم(ص) روایت می‌كند: «... ثم یجیء خلیفه الله مهدی، فاذا سمعتم به فأتوه فبایعوه، فانه خلیفه الله المهدی»: «... خلیفه‌ی خدا حضرت مهدی می‌آید، پس هنگامی‌كه شنیدید نزد او بشتابید و با او بیعت كنید كه او خلیفه‌الله «مهدی» است.» (همان، ۲/۵۳۰)

۸) از پیامبر گرامی اسلام(ص) روایت شده است كه فرمود: «لا تزال طائفه من امتی تقاتل علی الحق حتی ینزل عیسی بن مریم(ع) عند الطلوع الفجر ببیت‌المقدس، ینزل علی المهدی و یقول المهدی: تقدم یا نبی‌الله، فصل بنا، فیقول: هذه الامه امراء بعضهم علی بعض»: «طایفه‌ای از امت من همواره برای دفاع از حق می‌جنگند تا عیسی بن مریم به هنگام طلوع فجر در بیت‌المقدس فرود می‌آید، آن‌گاه به نزد مهدی می‌آید، پس مهدی می‌گوید: ای پیامبر خدا، جلو بایست و برای ما نماز بگذار، «عیسی» می‌گوید: این امت برخی بر برخی دیگر امیرند (یعنی شما جلو بایست)» (مسلم، ۱/۹۴)

۶- مناقشه‌ی ابن‌خلدون در احادیث مهدی(ع):
ابن‌خلدون مورخ معروف اهل سنت در كتاب مشهور خود به نام «مقدمه» فصلی 
” احادیثی كه شیعه درباره‌ی مهدی(عج) از پیامبر اكرم(ص) روایت كرده‌اند كمتر از شش هزار حدیث از صحیحو ضعیف نیست و آن‌چه را كه اهل سنت روایت كرده‌اند بالغ بر پنجاه حدیث است. بعضی از احادیثی كه شیعه روایت نموده در كتب "صحاح سته" كه قابل اعتماد اهل سنت است، آمده از جمله: صحیح بخاری، مسلم، ابوداود، ترمذی، نسائی، و ابن ماجه، كه در همه‌ی آن‌ها علائم و نشانه‌هایی برای آمدن منجی منتظر وجود دارد. “
را عنوان كرده، كه در آن روایات و احادیث فراوانی را كه محدثین درخصوص حضرت مهدی(عج) از پیامبراكرم(ص) روایت كرده‌اند و به آن ایمان آورده‌اند، مورد تردید و انكار قرار داده و اظهار نموده كه این روایات بی‌اساس است.

وی در فصلی تحت عنوان «گفتگو درباره‌ی مرد فاطمی» صفحاتی را به بحث و بررسی قسمتی از روایات عامه پیرامون مهدی موعود اختصاص داده و به تفصیل درباره‌ی آن سخن گفته است.
وی ابتدا می‌گوید:

«مشهور میان كافه‌ی مسلمانان عصور گذشته این است كه در آخرالزمان به ناچار فردی از خاندان پیامبر اسلام(ص) ظهور می‌كند تا دین را تأیید نماید و عدالت را آشكار سازد و همه‌ی مسلمانان پیرو او گردند و بر همه‌ی كشورهای اسلامی مسلط گردد و مهدی نامیده می‌شود.» (ابن‌خلدون، ۳۱۱)

پس از آن چنین می‌افزاید كه گروهی از ائمه‌ی حدیث، احادیث مهدی را نقل كرده‌اند كه ترمذی، ابوداود، بزاز، ابن‌ماجه، حاكم، طبرانی و ابویعلی از این گروه می‌باشند و همه‌ی آن‌ها این روایات را به جمعی از صحابه‌ی پیامبر از جمله علی، ابن‌عباس، ابن‌عمر، طلحه، ابن‌مسعود و ... اسناد داده‌اند.
سپس در ادامه ادعا می‌كند كه این اسناد به گونه‌ای است كه می‌توان درباره‌ی برخی از رجال آن طعن و جرح مانند غفلت، سوءحافظه، ضعف و ... وارد نمود. و از آن‌جا كه نزد اهل حدیث جرح مقدم بر تعدیل است، این مسأله احادیث را از درجه‌ی صحت ساقط می‌نماید. (همان، ۳۱۲)

در جواب مناقشه‌ی ابن‌خلدون ابتدا باید گفت كه برخی از ملاحظات از كلام وی به خوبی آشكار است.
اولاً: ابن‌خلدون به این مطلب اعتراف نموده كه بین همه‌ی مسلمانان این مطلب (اعتقاد به مهدویت) مشهور است. ثانیاً: گروهی از ائمه‌ی حدیث را كه احادیث مهدی(ع) را نقل كرده‌اند، نام برده است و همین اعترافی است بر این مطلب كه واقعاً ائمه‌ی حدیث چنین احادیثی را نقل نموده‌اند.

از طرف دیگر سخنان ابن‌خلدون در سه مجال قابل بررسی است:
اولاً: شخصیت ابن‌خلدون، كه به عنوان مورخ شناخته شده است، در تاریخ و فلسفه‌ی تاریخ آوازه و شهرت دارد نه در حدیث. (الساعدی، ۳)
«احمد شاكر»، دانشمند و محققی كه در جواب و رد ابن‌خلدون اقدام نمود، چنین می‌گوید:
«ابن‌خلدون وارد مقوله‌ای شده است كه دانش آن را نداشته است. وی به امور سیاسی و دولت مشغول بوده و در خدمت پادشاهان و امرا بوده است و لذا توهم كرده كه موضوع حضرت مهدی(ع) یك عقیده‌ی شیعی است یا آن‌كه خود را در این موضوع به وهم و خیال انداخته است.» (قرشی، ۲۷۰)

ثانیاً: اخبار مهدی(ع) كه در صحاح و مسانید و سنن آمده به بیست و هشت صحابه می‌رسد كه این خود تواتر محسوب می‌شود. هم‌چنین این اخبار از سوی مهم‌ترین منابع قابل اعتماد اهل سنت از جمله صحاح و سنن منتشر شده و در هر طبقه از طبقات محدثین به حد تواتر رسیده است.
ثالثاً: ابن‌خلدون بر قاعده‌ی تقدم جرح بر تعدیل به شكل مطلق اعتماد نموده و از كوچك‌ترین طعنی كه به راویان این روایات وارد آمده بحث كرده تا آن‌ها را از درجه‌ی حجیت ساقط نماید. در حالی‌كه قاعده‌‌ی تقدیم جرح بر تعدیل مطلق نیست و درخصوص آن اقوال فراوانی وجود دارد كه به مواردی به اختصار اشاره می‌شود:

الف) جرح بر تعدیل، زمانی مقدم است كه جرح مفسر (روشن) باشد كه این نظر عده‌ای از اصولیین از جمله رازی و امدی است. اما گاهی جرح مفسر با تعدیل تعارضی ندارد و آن زمانی است كه مدح معدل، مفسر باشد.
ب) هرگاه تعداد معدلین زیاد باشد، تعدیل بر جرح مقدم است كه این قول و مذهب بخاری در نقل روایات از بعضی راویانی است كه در مورد آن‌ها طعنی وجود دارد. (نك: الكفایه فی علم الدرایه، ۱۰۵، خطیب بغدادی)
ج) تعدیل مقدم بر جرح است كه این مطلب را از الطیب الطبری و وی از شافعی نقل نموده است. (نك: رشاد الفحول، ۶۸)

د) گروه دیگر معتقدند كه رجحان با قول كسی است كه حافظ‌تر باشد. یعنی اگر معدلون، احفظ باشند باید به قول آن‌ها عمل شود و اگر جارحون احفظ باشند باید به قول ایشان عمل نمود كه این مطلب را امام بلقینی نقل نموده است. (نك: تدریب الرادی، ۱/۲۶۳)

حتی ائمه‌ی حدیث هم‌چون سبكی، نسائی، ذهبی، شعرانی و غیره نیز از اطلاق این قاعده پرهیز نموده‌اند و نظر ابن‌خلدون در این‌باره یك نظر اجتهادی است كه به طور مطلق قابل قبول نیست.
بنابراین مقدماتی كه ابن‌خلدون در این بحث بدان اعتماد نموده خطاست و نهایتاً حكمی كه صادر نموده، باطل است. (پیشین، با تلخیص)

نتیجه:
عقیده به ظهور یك منجی و مصلح بزرگ آسمانی از مسایل بسیار مهم و حساسی است كه نه تنها در همه‌ی ادیان آسمانی و مذاهب، بلكه در نزد بسیاری از مكاتب مختلف جهان سابقه‌ی دیرینه دارد. پیروان ادیان و مذاهب گوناگون و دیگر ملل و اقوام و مكاتب مختلف درباره‌ی اوصاف كلی، برنامه‌های اصلاحی، تشكیل حكومت واحد جهانی براساس عدالت و آزادی و ظهور او در آخرالزمان اتفاق نظر دارند.

بنابراین مسأله‌ی «مهدویت» و «انتظار» ظهور یك رهبر بزرگ آسمانی در پایان جهان، از مختصات مسلمانان و یا از عقاید شیعیان نیست، بلكه اعتقادی اصیل، عمومی، مشترك و ناشی از فطرت و سرشت همه‌ی انسان‌هاست.
اهل تسنن نیز با اعتماد بر روایات فراوانی كه از پیامبر اكرم(ص) نقل می‌كنند به «مهدی موعود» معتقدند. این مطلب در منابع معتبر روایی آنان از صحاح سته گرفته تا مسند ابن حنبل كه از قدیمی‌ترین منابع روایی آنان محسوب می‌شود و هم‌چنین دیگر منابع معتبر روایی كه در شرح آن‌ها نگاشته شده وجود دارد. به اعتراف دانشمندان عامه این روایات متواتر بوده و از درجه‌ی اعتبار برخوردار است. حتی طبق روایاتی كه آنان از پیامبر اكرم(ص) نقل می‌كنند، مصداق مهدی موعود، دوازدهمین پیشوا از عترت پاك پیامبر(ص) و علی(ع) و فاطمه(س) است. در این روایات به نام مبارك، حسب و نسب و ویژگی‌های آن حضرت اشاره شده است.

اما در این میان عده‌ی اندكی از دانشمندان اهل سنت به دلایلی با اصل این اعتقاد مخالفت می‌ورزند. برخی هم‌چون ابن‌خلدون در روایات مهدی(عج) خدشه وارد نموده و آن‌ها را تضعیف می‌كنند. برخی دیگر به تأسی از مستشرقین و با استناد به مقوله‌ی ابن‌خلدون به طور كلی اعتقاد به مهدویت را ناشی از شرایط سخت حاكم بر مسلمانان می‌دانند و آن را عقیده‌ای وارداتی از یهود و نصاری تلقی می‌كنند.

برخی دیگر اصل اعتقاد به مهدویت را می‌پذیرند اما در مصداق «موعود» اختلاف نظر دارند، كه همه‌ی این‌ها تعداد اندكی را تشكیل می‌دهند. اما در مجموع اكثریت قریب به اتفاق دانشمندان عامه نه تنها در اصل اعتقاد به موضوع «مهدی موعود» با امامیه مشتركند، بلكه در مصداق موعود نیز با آنان هم‌صدا می‌باشند.

منبع:http://akharinmonji.org





نوع مطلب :
برچسب ها : مهدی، موعود، منجی، اسلام،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 11 اسفند 1390 :: نویسنده : سمیه رضایی
نظرات ()
شنبه 18 شهریور 1396 05:06 ق.ظ
Good day! I could have sworn I've been to
your blog before but after going through some of the posts I
realized it's new to me. Anyhow, I'm definitely pleased I found it and I'll
be bookmarking it and checking back often!
چهارشنبه 18 مرداد 1396 01:45 ب.ظ
Hi, I would like to subscribe for this web site to take most recent updates, thus where can i do it please help.
شنبه 14 مرداد 1396 10:08 ب.ظ
I feel this is one of the such a lot vital information for me.
And i am glad reading your article. However should statement
on some basic issues, The website style is wonderful, the articles is
in reality great : D. Excellent job, cheers
شنبه 30 اردیبهشت 1396 06:57 ب.ظ
As the admin of this web site is working, no uncertainty very shortly it will be famous, due to its feature
contents.
سه شنبه 5 اردیبهشت 1396 07:36 ب.ظ
It's actually very complex in this active life to listen news on Television, therefore I just use world wide web for that reason, and obtain the most recent information.
شنبه 2 اردیبهشت 1396 05:04 ب.ظ
My coder is trying to persuade me to move to .net from PHP.
I have always disliked the idea because of the expenses.
But he's tryiong none the less. I've been using Movable-type on a
number of websites for about a year and am concerned about switching to
another platform. I have heard fantastic things about blogengine.net.
Is there a way I can import all my wordpress content into it?
Any kind of help would be greatly appreciated!
جمعه 25 فروردین 1396 12:10 ب.ظ
You've made some decent points there. I looked on the net to learn more about the issue
and found most people will go along with your views on this web site.
چهارشنبه 23 فروردین 1396 02:30 ق.ظ
hi!,I really like your writing very much! proportion we keep up a
correspondence more approximately your article on AOL?
I need a specialist on this space to unravel my
problem. Maybe that is you! Having a look forward
to peer you.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر